۱۳۸۹ آذر ۲۰, شنبه

قلمرو دين از ديدگاه يونگ




كارل یونگ، روان پزشك و دوست دیرین فروید: یونگ با روش روان شناختى به مطالعه ى دین و دین دارى مى پردازد. وى به وجود ارزش هاى والاى دینى در روح آدمى اعتراف مى كند و روح را داراى طبیعت و كاركرد دینى توصیف مى نماید. او با این رویكرد، شرط حتمى و ضرورى شفا یافتن بیماران عصبى و روانى را دین دارى واقعى و ایمان و پایبندى به اعتقادات دینى معرفى مى كند و با رویكرد كاركردگرایانه به بهداشت روانى، قلمرو دین را معین مى سازد. یونگ در فصل دوم كتاب روانشناسى و دین، مذهب پروتستان را بدون تكیه گاه و در برابر خدا تك و تنها معرفى مى كند؛ زیرا به آیین هایى چون: اقرار به گناه، بخشایش و رسوم مقرر از جانب خدا براى حصول رستگارى اعتقاد نداشته، به تأیید الهى نیز اطمینان زیادى ندارد؛ و این عدم تأمین و وجدان ناراحت، حالت درد بى درمانى را یافته كه بیش تر مردم را دچار ناراحتى مزمن كرده است. وى در باب واقعیت داشتن دین مى گوید: «دین همان قدر واقعى است كه گرسنگى و ترس از مرگ. »؛ البته یونگ احكام دینى را مى پذیرد و آن را حقیقتى الهى مى داند، ولى تنها به كاركرد روان شناختى ـ اعم از فردى و جمعى آن ـ نظر دارد. نقد مهم ما به یونگ، نقد روش شناختى است؛ یعنى روش كاركردگرایانه نمى تواند، به طور دقیق، قلمرو دین را معین كند و تنها قادر به كشف پاره اى از فواید و كاركردهاى دین است.

هیچ نظری موجود نیست: