مكتب دئیسم یا خداشناسى طبیعى: این مكتب با انكار وحى و شریعت و متن دینى تنها به خداشناسى عقلى و استدلالى روى آورده و بر این اساس، قلمرو دین از نگاه آن ها منحصر در اعتقاد به خالق جهان است؛ خدایى كه پس از خلقت، جهان را به حال خود واگذارده است. این رویكرد توسط ادوارد هربرت در اوایل قرن 17 در انگلستان آغاز گردید و سپس در آلمان و فرانسه و دیگر كشورها گسترش یافت، تعارض علم و دین نیز بر این تفكر دامن زد و نقد تاریخى كتاب مقدس مسیحیت نیز آن را توسعه داد؛ در حالى كه اگر این طایفه به عقل منطقى و استدلالى عمق بیش ترى مى بخشیدند غیر از خداشناسى، به باورهاى دیگرى، چون صفات و افعال خدا نیز اعتقاد مىورزیدند و دامنه ى دین را گسترده تر از این مى دانستند.
اگزیستانسیالیسم: این مكتب یكى از مهم ترین مكاتب فلسفى معاصر است كه توسط كى یركگارد ابداع گردید و طرف داران الهى و الحادى را به خود جذب كرد. این فلسفه از نظر روش شناختى در مقابل اصالت عقل قرار دارد؛ به همین جهت، على رغم لزوم خداباورى و ایمان به خدا، هیچ گاه در جست وجوى دلایل اثبات وجود خدا برنیامد؛ و اما متفكران این طایفه در باب قلمرو دین روى كرد یكسانى ندارند؛ براى نمونه، كى یركگارد، قلمرو دین را در انتقال انسان از مرحله ى لذت طلبانه و اخلاقى به مرحله ى عاشقانه زیستن منحصر مى سازد. كارل بارث، متفكر سوئیسى، دامنه ى دین را در درمان دردهاى مشخص وجودى تعریف مى كند. یاسپرس با نگاه كاركردگرایانه و پراگماتیستى، دین را در كنترل جامعه و برقرارى نظم و هماهنگى، به ویژه در جهانِ پر از سلاح هاى اتمى و دیكتاتورى و استعمار معین مى سازد. مارتین بوبر، دو رابطه ى انسان با انسان و انسان با شىء را بیان كرده و قلمرو دین را در رابطه ى نخست منحصر مى سازد
پوزیتویسم، اعم از پوزیتویسم اگوست كنت و پوزیتویسم منطقى: این مكتب با توجه به تجربه گرایى افراطى و بى معنا خواندن گزاره هاى دینى، هرگونه قلمروى را براى دین نفى نمود و در نهایت به فلسفه ى تحلیل زبانى انجامید كه طرف داران آن به دو دسته انشعاب یافتند: برخى از آنها بر بى معنایى و اثبات ناپذیرى گزاره هاى دینى تأكید ورزیدند و به نفى قلمرو دین و اصل دین فتوا دادند و گروهى دیگر با روى كرد كاركردگرایانه، زبان دین را سمبلیك و غیر شناختارى خوانده و قلمرو آن را در بیان نوعى احساس از جانب متدینان منحصر ساختند. این دیدگاه نیز با نقد معرفت شناختى و روش شناختى و عدم انحصار معرفت در معرفت تجربى نقد مى گردد.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر