بسمه تعالی
سلام. ترجمه صفحه اول و دوم اسمیت اینجاست. شریعتینظریه رابرتسون اسمیت در مورد آیین توتمی سامیان
ویلیام رابرتسون اسمیت، متولد 1846 در اسکاتلند، تحصیلات مقدماتی و تکمیلی را نزد پدرش انجام داد و در 1861 در دانشگاه آبردین ثبت نام کرد و سپس با درجه لیسانس در 1865 فارغ التحصیل شد. زبان آلمانی و ریاضیات خواند و بعد تصمیم گرفت الهیات بخواند. به همین منظور وارد نیوکالج و بخش الهیات کالج فری چِرچ (کلیسای آزاد) ادینبورگ شد.
عهد قدیم را با دیویدسون خواند. در ادینبورگ با ج. ف. مَک لِنان ملاقات کرد و روابط دوستانه ای بینشان پدید آمد. مک لنان روی مساله توتمیسم کار می کرد. ویلیام تابستان 1867 و 69 را به ترتیب در شهر بُن و گوتینگِن گذراند. رابرتسون اسمیت در 1870 به مقام کشیشی در فری چرچ رسید. سپس به ریاست کرسی استادی زبان های شرقی و تفسیر عهد عتیق در کالج فری چرچ آبردین منصوب شد.
با توجه به کتب تحقیقی اش، در سال 1876 به بدعت گذاری در دین متهم شد و به ناچار دو سال بعد فعالیت آموزشی خود را متوقف کرد. در 1880 اجازه یافت مقام سابقش را دوباره به دست آورد، اما نهایتا یک سال بعد از دانشگاه اخراج شد. در طول این سال ها، اسمیت دور اروپا گشت و سفرهای مفصلی هم به شمال آفریقا، مصر و عربستان داشت. در بازگشت ویراستار ویراست نهم دایرة المعارف بریتانیکا شد و مدتی چند در ادینبورگ زندگی کرد. سپس به کمبریج رفت و ابتدا عضو کالج ترینیتی و بعد کالج کرایست شد. در کمبریج به طور پی در پی شغل عوض کرد: لُرد آلمونر ریدر عربی در 1883، کتابدار دانشگاه در 1886، و استاد زبان عربی در 1889. او در میان برنامه های بسیار متنوع خود، پروژه دایرة المعارف اسلام متاخر را نیز دنبال کرد. وی در سال 1894 در کمبریج درگذشت.
کتاب های اسمیت در ذیل ذکر شده اند:
1. مقاله کتاب مقدس برای نهمین ویراست جلد سوم دایرة المعارف بریتانیکا، 1875
2. عهد عتیق در کهانت یهودی/ سخنرانی هایی در نقد کتاب مقدس، 1881
3. انبیای بنی اسرائیل و جایگاه شان در تاریخ (در حدود قرن هشتم قبل از میلاد)، 1882
4. خویشاوندی و ازدواج در عربستان قدیم، 1885
5. و در نهایت جزوه های درسی با موضوع دین سامیان، 1889
رابرتسون اسمیت به عنوان محقق عهد عتیق، می خواست دین عبریان را در جای خود، یعنی در خلال بافت آیین ها و رسوم مذهبی و نگرش چادرنشینان نژاد سامی (به طور کلی و نه تنها یهودیان) بنگرد.او بدین وسیله نظریه ای در مورد توتمیسم و نوع و ویژگی قربانی میان این مردم ارائه داد؛ و بر اولویت آیین در تفسیر توتمیسم و همانندی قبیله ای با هویت مذهبی تاکید نمود. وی در این مسیر، از یک محقق عهد عتیق، به مرور به شناخت دین در بافتی گسترده تر رسید. بخشی که در پی می آید، از کتاب جزوه های درسی با موضوع در مورد دین سامیان برداشت شده است. مولف در این جا ادعا می کند که دین مورد بحث (آیین توتمی سامیان) ، بهتر است به عنوان بخشی از یک نظم (فرقه مذهبی) اجتماعی بررسی گردد.
مطالعه و بررسی دین سامیان
مقدمه
... دست کم در اسکاتلند، هیچ واژه ای برای اثبات این که فهم درست دین در عهد عتیق تنها راه فهم صحیح ایمان مسیحی است، به کار نمی رود، (گویا نیازی به اثبات ندارد)؛ اما این مساله کاملا به رسمیت شناخته نشده است، تنها حلقه ای از دانشمندان هم نظر وجود دارد که معتقدند تعالیم و احکام عهد عتیق را نمی توان دقیقا فهمید، مگر این که آن ها را با ادیان مللی مشابه قوم بنی اسرائیل مقایسه کنیم...
در دوران مدرن (معاصر، جدید)، دین مقایسه ای تاحدی به یک موضوع مشهور (محبوب) بدل شده و در کشور خود ما نظرات متنوعی از افراد برجسته ای که گوشی برای شنیدن صدای عموم دارند (به افکار عمومی اهمیت می دهند) نسبت به آن ابراز شده است. اما تا پیش از دوره اسپنسر هیچ کار قابل ملاحظه ای چه به شکل علمی و چه در فرم رایج و عمومی با مقایسه نظام مند دین عبرانیان، به طور کلی و یا دیگر باورها و رفتارهای آیینی اقوام سامی انجام نشده است، نه در انگلستان و نه در دیگر نقاط قاره اروپا. در مسائل جزئی البته کارهای ارزشمندی صورت گرفته؛ اما این کار بسیار خاص و در بخش کثیری فنی انجام شده است تا کمکی به گروهی از افرادی کند که جزوه های درسی و سخنرانی های بِرنِت را به ایشان آدرس می دهند.
من دوست دارم عضوی از محفل مردان و زنان متفکر و تعلیم دیده ای باشم که هیچ آشنایی خاصی با دانش سامی ها ندارند، اما به هر چیزی که پرتوی از نور بر دین خودشان بیفکند (روشن کند) علاقه دارند و آماده دنبال کردن مباحث ناقص و حتی جدی در این موردند. البته اگر گوینده به سهم خودش به خاطر داشته باشد که تحقیق تاریخی وقتی با روشی منظم و با یک زبان ساده و روشن انجام شود، همیشه می تواند برای مردمی که اهل فکر و نظرند قابل فهم باشد.
برخی در این مسیر که بهتر است هم اکنون ایجاد شود، به دلیل خاصی تلاش می کنند. شرایط ابتدایی موثر در مقایسه میان دین عبری به طور کلی، با دین دیگر اقوام سامی، فاقد یک نظم و ترتیب تاریخی در اسناد عهد عتیق، و به طور خاص در منابعی که اسفار پنج گانه تورات را شکل داده اند، بود. مدارک و منابعی نامعلوم مانده و بررسی نشده بودند، منابعی هم اشتباها در نظر گرفته شده بودند. البته باید از کار سخت گروه محققان (که کافی است در میان ایشان از کوئِنِن و وِلهاوزِن نام ببریم، به عنوان مردانی که جستجو و تیزهوشی شان این پژوهش را به نقطه ای برد که در آن نکته نامشخصی برای مطالعه تاریخی دین عهد عتیق، باقی نمانده است) تشکر کرد که اکنون می توان مرحله به مرحله، شکل گیری و پیشرفت دین عهد عتیق را در مسیری که به سختی با دین دیگری در دوران باستان ممکن است، دنبال نمود. بنابراین، امروز نه تنها ممکن، بلکه بسیار ضروری است که برای پیشرفت پیشتر، مقایسه منصفانه ای میان دین عبری در مراحل متنوع خودش و ادیان دیگر نژادها با این که (آن چه) عبریان با سراشیبی (تبار و نسل) طبیعی (ذاتی، فطری) همریشه شده بودند، و همچنین این که آن ها در طول تاریخ با آن در تماس دائمی بودند، صورت گیرد...
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر